یه روز با تردید ازش پرسیدم: دوستم داری؟ بهش گفته بودم که جوابت
خیلی برام مهمه! ولی نمیدونم چرا گفت...
"نمی خوام الان جوابتو بگم ، چون هر چی بگم دروغ گفتم"
جمله در نگاه اول خیلی ساده بود! ... مثل هزاران جمله ای که هر روز
استفاده میکنیم و از یاد می بریم ... ولی با این تفاوت که این یکیو دیگه
نمی تونستی فراموش کنی...!
پر مفهوم بود... می شد به هزاران مفهوم
مختلف تجزیش کرد!
جالب اینکه خیلی پر کاربرد بود. خیلی جاها می شد ازش استفاده کرد.
وقتی می خوای که حس واقعی تو پنهون کنی . حسی که خودتم جواب
کاملی براش نداری....
پارادکس داشت : " دوست ندارم ولی چون دوست دارم ، بهت نمیگم که
دوست ندارم"!!! جالبه نه؟
نمی شد بفهمی که دوست داره یا نه؟...همینش به دلت لرزه می آوُرد...
خیلی سخت بود!...آخه منتظر چی بود؟ مگه قرار بود تو آینده چی بشه؟
نمی دونم ....واقعا گیج شده بودم.... جمله همش تو ذهنم بود ....
منتظر موندم...!
