زندگی گرمی دل های به هم پیوسته است
تا در آن دوست نباشد همه درها بسته است .
در ضمیرت اگر این گل ندمیده است هنوز ،
عطر جان پرور عشق
گر به صحرای نهادت نوزیده است هنوز ،
دانه ها را باید از نو کاشت .
آب و خورشید و نسیمش را از مایه جان
خرج می باید کرد ،
رنج می باید برد ،
دوست می باید داشت
نویسنده : آرتین کیانی ; ساعت ۸:۳٥ ق.ظ روز سهشنبه ٢۱ تیر ۱۳۸٤
