
بالاخره وقت کردم بنویسم ! همه ی چیزایی که این مدت تو ذهنم بود . وقتی یه چیزی ، یه اتفاق ناخوشایند یا حتی تلخ تو ذهنته و کل روزت رو تحت تاثیر قرار میده بهترین کار اینه که به هر روشی که بلدی از خودت دورش کنی.. فریاد بزنی !! اینجوریه که دیگه خالی میشی .. ذهنت باز میشه و دوباره می تونی از زندگی زیبایی که داری لذت ببری . بار ها گفتم بازم میگم :
" سعی کن از تک تک لحظات زندگیت نهایت لذت و بهره رو ببری ... "
تو این مدت خیلی اتفاقا افتاد ... بیشترش اتفاقای خوب بود .... ولی خوب هرکسی یه سری اتفاق های ناخوشایند هم تو زندگیش داره ..... مهم اینه چطور بتونه از پسشون بر بیاد و کنترلشون کنه که کمترین تاثیر رو تو روند عادی زندگیش بذارن .
به نظر من مهمترین چیز تو زندگی آدما هدف زندگیشونه ... اگه هدفت معلوم باشه مطمئن باش هزار جور راه پیدا میکنی که بهش برسی !! به جرات می تونم بگم تو زندگیم هر چی خواستم خدا بهم داده ! اینو به دور از هرگونه شعار دادنی میگم! خیلی به خدا بدهکارم خیلی !
چرا بعضی از آدما فکر میکنن که خدا فقط مال اوناست ؟؟ بابا هر کسی واسه خودش خدایی داره ... اونقدر متنفرم از این آدمایی که همیشه خودشون رو یه سر و گردن از بقیه بالاتر میبینن .. و بدتر از اون فکر می کنن میتونن واسه هرکسی که خواستن تصمیم بگرین و جالب تر اینکه این کاراشون را با اتکیت " کمک " توجیه می کنن ...
یکی نیست بگه اگه بلدی خوب واسه خودت نسخه بپیچ!
چند نفر دور هم جمع میشن و داخل پیلیه ی بسته ای که دور خودشون و به اصطلاح گروهشون تنیدن زندگی می کنن و اونقدر کارهای همدیگرو الکی تایید میکنن تا کم کم دچار توهم میشن و فکر میکنن که فقط خودشون موجه اند و بقیه مرتد هستن . چند هفته پیش شاهد یکی از چندشناک ترین صحنه هایی بودم که تا به حال دیدم که نگاهم رو به خیلی مسائل عوض کرد !
خدایا بسیار ازت ممنونم که کمکم کردی تو زندگی به هیچ کس محتاج نباشم! کمکم کردی که رو پای خودم بایستم !
من کلا آدم اجتماعی هستم ... و طی این چند سال از زندگیم دوستای زیاد و متفاوتی داشتم ... از هر مدل و هر تفکر و هر عقیده ای ... ولی همیشه سعی کردم روابطم کنترل شده باشه ! به نظر من ( که فکر میکنم نظر بقیه هم اینجوریه ) محور هر کسی تو زندگیش خودشه .... چرا باید به کسی اعتماد بکنی وقتی میدونی که جنسش از نوع "آدم" هستش؟ من بعضی وقتا حتی به خودم هم اعتماد ندارم چه برسه به یکی دیگه ؟؟؟
تو این مدت یاد گرفتم که از هر دست بدی از همون دست هم میگری .. کاریشم نمیشه کرد .. قانون زندگیه !!
تو این مدت یاد گرفتم هیچ وقت به پای کسی نسوزم چون ارزش خودم خیلی بیشتر از اونیه که قراره به پاش بسوزم!!
تو این مدت یاد گرفتم کسی رو به خودم وابسته نکنم ، چون هر وابستگی نهایتا به جدایی ختم میشه . فرقی نداره دلیل جدایی چی باشه ، عدم تفاهم یا مرگ ، مهم اینه آخرش جداییه که دردناکه...
تو این مدت یاد گرفتم بدون چشمداشت به دوستای خودم کمک کنم ، تا وقتی که من هم به کمک نیاز دارم بدون چشمداشت بهم کمک بشه.
تو این مدت یاد گرفتم 50 درصد شوخی ها جدی هستن.
تو این مدت یاد گرفتم خیلی وقتا اگه حرفت رو رو راست بزنی طرفت شک می کنه . ولی اگه حرفت رو بپیچونی و سر طرفت کلاه بذاری . حتی اگه بفهمه بیچوندیش بازم از خریت خودش لذت می بره و خوشحال میشه.
تو این مدت یاد گرفتم که هستن آدمایی که تو ظاهر باهات خیلی خوبن .. اما وقتی پاش برسه حاضرن خیلی ارزون بفروشنت ! ( سعی کن حتما این آدما رو بشناسی ، ازشون حتما دوری کن )
تو این مدت یاد گرفتم همیشه از هرکسی که جلوی من دست رو سینه میذاره و تا کمر خم میشه بترسم ، چون خدا می دونه بعدا چه نقشه ای واسم داره !
تو این مدت خیلی چیزایه دیگه هم یاد گرفتم .. خیلی هاشون تجربه های با ارزش زندگیم شدن ... خیلی هاشونم سعی می کنم فراموش کنم..
دو تا نکته همیشه یادتون بمونه :
اول اینکه دوست هیچ موقع جای خانواده رو نمیگیره ..... که این خیلی مهمه !
دوم اینکه حتی بهترین بهترین دوست ها ، اگه جایی بخوان بین منافع خودشون و شما یکی رو انتخاب کنن مطمئنا منافعشون رو انتخاب میکنن ( که البته یه چیز طبیعیه و من بهشون حق میدم !)
همونطور که گفتم من دور و برم آدمای مختلفی هستند و از هر عقیده ... ولی این دلیل نمیشه که من با هر کی دوستم ، عقایدم منطبق بر عقاید اون باشه ... از نظر من عقاید هر کی واسه خودش مهمه و باید بهش احترام گذاشت ..
من هیچ وقت تو زندگیم نخواستم که دوست صمیمی داشته باشم .... چون صمیمیتی که مبناش منافع شخصی باشه رو اصلا قبول ندارم !!
صمیمی ترین و قابل اعتماد ترین دوستم پدرمه که مطمئنم تا آخر عمرم هیچ کی نمیتونه جاش رو بگیره!
یه مادر دارم که با هیچ کی عوضش نمیکنم ... خیلییییی دوست دارم مامان
یه خواهر هم دارم که درسته خیلی به هم میتوپیم ولی نه چیزی ته دل من هست و نه چیزی ته دل اون . بیشتر محض سرگرمیه توپیدنامون :دی خیلی دوست دارم شیوا
همینا باعث شده که تو زندگی هیچ نیازی به هیچ کس دیگه نداشته باشم ... و ازین بابت خیلی به خودم و خانوادم میبالم.
زندگی خیلی شیرینه فقط باید بخوای ! یه لیوان آب پرتقال ، هندزفری تو گوشات ، Evanescence - My Immortal تا صبح !
پ.ن : مواظب خودتون باشین.
